دفتر انقلاب
بشد چون تو دستت بدین خون رنگ بگردی و نگیری تو خوابی به چنگ بریختی خون ایران و ایرانیان بشد بانگ ظلمت بلند در جهان منم غرش شیران به پشت منم پتک آن دلیران به مشت بشد خونگر تیز و خودم به سر بیایم به میدان با فروهر نیابی تو ترسی در این جان ما بگیرم ز چنگت ایران ما تو را تا به روزی که جان در تن است یک ایران و ایرانیان دشمن است رسید فصل آخر ای دیو کور بگردی و بینی خود را به گور به نامش قسم تا منم واژگون بغلتی بی سر در این خاک و خون
Ad
Poetry Books 50% Off
Bestselling collections from top poets
Shop Now →
